دو شب دیگه ( یک شنبه شب هفته آینده، ۸ آذر ۱۳۸۸ ) حساس ترین مسابقه باشگاهی جهان در چارچوب هفته دوازدهم رقابتهای لالیگا اسپانیا برگزار می شود .
عقب بایستید ! این یک فوتبال نیست ، این یک جنگ بزرگ و ریشه داره که سرباز هاش در جبهه کاتالان پویول، ژاوی، اینیستا، مسی، ابراهیموویچ و ... هستند و کاسیاس، رائول، رونالدو، کاکا، ژابی الونسو و ... نیز سربازان ملکه . آنها به واقع بوی خون به مشامشان می رسه . اگر قلبتون توانایی ضربان بالا رو نداره، اگر افت فشار دارین و اگر ... توصیه می کنم این بازی رو نگاه نکنین و رفتن به رختخواب رو به دیدن تلویزیون ترجیح بدین .
ببخشید که نمی توانم هیجانم را پشت ژست های روشنفکرانه پنهان کنم. شعر و ادبیات و سینما و هر چیز دیگه به جای خود، دو شب دیگه بارسلونا به مصاف رئال میره و من چقدر دلم لک زده برای حرکات سوررئالیستی "لیونل مسی"! چقدر دلم لک زده برای یک "نظم" نیوکمپی و چقدر دلم لک زده برای یک رقابت که همیشه فراتر از یک فوتبال صرف بوده .
ایکر کاسیاس ( دروازبان رئال مادرید و یکی از ۳ دروازبان برتر جهان ) میگه : "سالهاست که در سطح اول فوتبال اسپانیا و جهان حضور دارم و از دروازه رئال محافظت می کنم . اما نمی دانم چرا هر وقت به نیوکمپ ( ورزشگاه اختصاصی بارسلون ) می روم پاهایم دچار لرزش عجیبی می شوند ".
ویوا بارسلونا ... ویوا کاتالونیا ... و ... ویوا خودم ![]()
وقتی دل مهربونه
شادی میاد تو خونه
خوشبختی از رو دیوار
سر می کشه تو خونه
چند مزیت مرد بودن :
۱- از دیدن کله پاچه، دچار تشنج نمی شید .
۲- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق، تغییر بدید .
۳- در عروسی می تونید لباسی رو که بارها به تن کردید، دوباره بپوشید .
۴- از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه، شناسنامه تون رو قایم نمی کنید .
۵- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید .
۶-مدل لباس دختر شمسی خانم، چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه .
۷- با دیدن سوسک و موش و امثالهم، اجدادتون از گور در نمیان و جلوتون رژه نمیرن .
۸- لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش، قدتون رو افزایش بدید .
۹- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه، ندارید .
۱۰- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال منچستر- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید .
۱۱- تو عروسی ها لازم نیست چند کیلو زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟
۱۲- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود) .
پ ن ۱ : من یکی که با تموم این ۱۲ مورد موافقم .

پ ن ۲ : این هم واکنش احتمالی خانمها نسبت به من ( درباره گذاشتن این پست و موافق بودن با
هر ۱۲ مورد ) :
پ ن ۳ : اما مطمئنم که ۹۹ درصد خانمها حسرت مزیت شماره ۹ رو می خورند .

سلام رفقا 
یه چند ساعتی هست که از سفر برگشتم . سفر شمال هم با تمام تفریحات سالم و نا سالمی
که داشت به پایان رسید و زندگی به حالت همیشگی برگشت . پنج روز بیشتر نبود اما
خیلی خوش گذشت .
دیدار از تله کابین نمک آب رود و رفتن به اعماق جنگلهای سر سبز
شمال در میان مه و ابر و نم نم باران و دیدن درختانی که تنه ی آنها از خزه سبز پوش شده بود از دیگر
لحظات خوش سفر ما بود که خیلی خیلی فاز داد .
در حین سفر کلی با گوشی موبایلم عکس گرفتم واسه اینکه بذارم تو وبلاگ ، اما هر کاری کردم غیر
از ۲ تا عکس بقیه عکس ها آپلود نشد
. به همین دلیل مجبور شدم عکسهای مناطقی رو
که رفتم اونجا، از گوگل پیدا کنم
. این شما و این هم عکسها
:

این همون جنگل چهل چای هست توی مینو دشت که پارسال هم چند تا عکس گذاشتم ازش . این
عکس رو با گوشی خودم گرفتم .

تله کابین نمک آبرود
![]()
ناهار خوران گرگان
![]()
جنگل النگدره ( واقع در پنج کیلومتری جنوب شهر گرگان در مسیر جاده ناهار خوران )
![]()
جنگل النگدره
![]()
جنگل النگدره
خلاصه جای همه شما رفقا خالی . امیدوارم که خدا باز هم از این سفر ها نصیب ما بکنه . لال از دنیا
نری بلند بگو : آمین 
در ضمن این هم سوغاتی من برای شما از شمال 
خب دیگه، فک کنم زیادی روده درازی کردم
بدجوری خسته ام و فردا صبح زود هم باید برم شرکت
پس با اجازتون میرم بخوابم .
فعلا خداحافظ .

چتر هایمان را ببندیم
دست هایمان را باز کنیم
و خیس خیس شویم از باران
شاید که بشوید دل گرفتگی ها را
دل شکستگی ها را
دل تنگی ها را
دل مردگی ها را
دل ...
پ ن ۱ : دلم بارون می خواد . بدجوری هوس کردم که بوی خاک بارون خورده بپیچه تو ریه هام . خیلی
دوست دارم ساعتها زیر بارون قدم بزنم . باید که خیس خیس بشم تا مزه اش زیر دندون هام بشینه .
پ ن ۲ : یه چند روزی دارم میرم شمال . اینجا ( مشهد ) که خبری از بارون نیست . امیدوارم اونجا هوا
بی نهایت ابری باشه و بارونی ... ![]()
![]()
پ ن ۳ : یا علی مددی ... ![]()
![]()
خب، می بینم که حسابی به خودت می رسی
از خودت مراقبت می کنی
نیازهایت را برآورده می کنی
خوب گوش میدی یا می خونی
درباره رژیم غذایی، تغذیه، خواب و سم زدایی از بدن
همین طور خریدن وسایلی که میگن به درد ورزش می خوره
و گیاهان دارویی برای تجدید قوا، وقتی که آسیب می بینی
صابونهایی که تن رو تمیز می کنن
افشانه هایی که بوی بد رو از بین می برن
زدن آمپولهای ایمنی
و خوردن قرصهای نیروزا
اما یادت باشه که بعد از همه اینها
بالاخره قصه به پایان می رسه ...
می تونی سیگار رو ترک کنی، اما آخرش می میری
دور مواد را خط بکشی، اما اخر می میری
خود را از خوردن غذاهای چرب و سرخ کردنی منع کنی
و در سلامت کامل باشی اما باز می میری
میگساری هم نکنی، باز می میری
دور کارهای خلاف رو خط بکشی، باز می میری
از نوشیدن قهوه صرف نظر کنی و کیفور نشی
باز می میری، آخرش می میری
می تونی نرمش کردن رو از سر بگیری
اما وقتی موسیقی تموم بشه، باز می میری
توی اتومبیل کمربند ایمنی هم ببندی، باز می میری
از نیکوتین فاصله بگیری، باز می میری
می تونی ورزش کنی تا چربی رانهات آب بشه
خوش تیپ تر و تو دل بروتر میشی، اما باز می میری
حمام آفتاب هم بگیری باز می میری
می تونی اون بالا تو آسمون، پی بشقاب پرنده بگردی
شاید اونها تو رو به مریخ ببرند، اما اونجا هم بالاخره می میری
داروهای نیرو بخش هم بخوری، بالاخره می میری
روده ات رو هم سالم نگه داری، باز می میری
می تونی خودت رو منجمد کنی و در زمان معلق بمونی
اما همین که یخت رو باز کنن، بالاخره می میری
می تونی ازدواج کنی، باز می میری
به نقطه اوج هم برسی، بالاخره می میری
می تونی خودت رو از فشارهای روحی خلاص کنی
استراحت کنی، آزمایش ایدز و تست ورزش بدی
به غرب، اونجا که هوا آفتابی ست و از رطوبت خبری نیست نقل مکان کنی
و تا صد سال زنده بمونی
اما بالاخره می میری
سرانجام در آخر کار می میری
در نهایت، خواه ناخواه می میری
پس بهتره حالا که زنده هستی، از زندگی لذت ببری
قبل از اینکه غزل خداحافظی رو بخونی
چون بالاخره
در اخر کار می میری ...
شل سیلور استاین
به یادم هست که روزی، مصرانه به تو می گفتم ما هرگز خسته نخواهیم شد... هرگز...،
اما مدتی است پی فرصتی می گردم شیرین، تا به تو بگویم: ما نیز خسته می شویم،
و خسته شدن حق ماست . این که خسته می شویم و از نفس می افتیم و در زانوهایمان
دردی حس می کنیم، مساله ای نیست . مسئله این است که بتوانیم زیر درختی، کنار جوی آبی
روی تخته سنگی، در کنار هم بنشینیم و خستگی از تن و روح بتکانیم .

پ ن ۱ : باید ممنون باشیم از زنده یاد نادر ابراهیمی که عاشقانه آرامش را به ما هدیه داد . ![]()
پ ن ۲ : لذت خوندن این کتاب رو از دست ندین . ![]()
پ ن ۳ : روحش شاد، یادش گرامی ![]()

این بارگه که خاک درش رشک گوهر است جنت به پیشگاه حریمش محقر است
خورشید از تششع نورش منور است انوار در صفای حضورش مصور است
بی شک حریم زاده موسی بن جعفر است
سلام بر تو اى ولى ّ خدا، و اى فرزند ولى ّ خدا.
سلام بر تو اى حجّت خدا، و اى فرزند حجّت خدا.
سلام و رحمت و بركات خداوند بر تو اى امام هدايت و اى ريسمان استوار.
ادامه مطلب
پریا ( هیلدا هاشم پور ) : زخمهای ادم سرمایه اس حامد . سرمایتو با این و اون تقسیم نکن .
داد نکش، هوار نکش . صبور، آروم و بی صدا همه چی رو تحمل کن .
شب یلدا ( کیومرث پور احمد )
پ ن : دارم تحملش می کنم . اما نمی دونم تا کی می تونم طاقت بیارم ... ![]()
![]()
اگر می خواید بفهمید که چرا این پست رو گذاشتم اینجا رو بخونید .
یادش بخیر، چه دوران زیبایی بود . قهر و آشتی های زود گذر، دلهای بدون کینه، بازیهای کودکانه مثل
لی لی، عمو زنجیر باف، هفت سنگ و ... چقدر زود گذشت اون دوران . هر چی سنمون بیشتر شد
و به دنیای آدم بزرگها نزدیکتر شدیم، محبت، مهربونی، دوستی، صداقت و سادگی کمتر شد و در
مقابل نفرت، دروغ، دو رویی و هزاران صفت بد دیگه جایگزین اونها شد . وقتی که به بچه های کوچیک
نگاه می کنم، وقتی که صداقت و سادگی رو تو چشمهای معصومشون می بینم خیلی دلم برای دوران
کودکی خودم تنگ میشه و به یاد خاطرات شیرین اون روزها میفتم . اولین چیزی هم که از اون زمان
یادم میاد کارتون هاییه که تلویزیون ( شبکه ۱ و ۲ ) پخش می کرد . تمام دوستانی که طی سالهای
۱۳۵۵ تا ۱۳۶۴ به دنیا اومدند خوب می فهمند که من چی میگم . تمام کودکی نسل ما ( متولدین ۱۳۵۵ تا
۱۳۶۴ ) نشستن پای برنامه کودک تلویزیون راس ساعت ۱۷ بود . اون زمان نه از فیلم های دختر پسری
خبری بود و نه از انواع و اقسام dvd های اورجینال فیلمها و انیمیشن های روز دنیا . من و یا بهتر بگم ما
با کارتون های اون زمان زندگی می کردیم . از شادیشان شاد می شدیم و با غم هایشان، غمگین .
درسته که از نسل ما خیلی چیزها رو دریغ کردند، اما باید به خودمان و آن دوران خاطره انگیز ببالیم که
که امثال عمو پورنگ و خاله شادونه و عمه گلاب و دایی چپول ای وجود نداشتند که با مسخره بازی ها
و ساده انگاری هاشون به شعورمان توهین کنند . شاید به همین خاطر است که نسل ما یاد گرفته مثل
قهرمانان کارتونهای محبوب مان، خودمان از سختی رهایی پیدا کنیم . مثل پرین تا آخر خط برویم ...
مثل جودی آبوت غم به دلمان راه ندهیم ... مثل آن شرلی به اینده امیدوار باشیم و مثل خانواده دکتر
ارنست در برابر سختی ها مقاوم ...
این دومین پستیه که درباره کارتون های کودکی می ذارم . اولیش رو اینجا می تونید ببینید . توی اون
پست فقط عکسهایی از کارتونهای قدیمی رو گذاشتم . اما در این پست جدید اهنگ تیتراژ چند کارتون
رو میذارم . امیدوارم که خوشتون بیاد .
تیتراژ آغاز برنامه کودک ( همون بگ بگ بگ قدیمی )(اگر پسورد خواست pafa.blogfa.com رو وارد کنید)
دانلود تیتراژ کارتونهای پسر شجاع، ممول، فوتبالیست ها، پروفسور بالتازار
دانلود تیتراژ کارتون بچه های کوه الپ ( همون لوسین و انت خودمون )
دانلود تیتراژ کارتون بچه های مدرسه والت ( انریکو، گالونی، فرانچی )
دانلود تیتراژ کارتون حنا دختری در مزرعه
دانلود تیتراژ کارتون هاچ زنبور عسل
دانلود تیتراژ کارتون بابا لنگ دراز
دانلود تیتراژ کارتون باخانمان
دانلود اهنگ شب بخیر کوچولو
دانلود تیتراژ خونه مادر بزرگه
دانلود تیتراژ علی کوچولو
دانلود تیتراژ هادی و هدا

پ ن : براي دانلود تيتراژها ابتدا كليك راست كنيد، سپس روي گزينه Dawnload whit DPA کلیک کنید .
